پست مدرنیسم تا حد زیادی به مدرنیسم کلاسیک نزدیک می شود اما ناگهان از آن فاصله می گیرد و به افق های دور می رود. تبار حیات انسان ها را در می نوردد و با اعتقاد به اصل (تمایز) در واقع گونه گوئی و «حیات سرشار از لذت» را درون زندگی مدرن جست و جو می کند. این حیات سرشار از  چیزی جز تنوع، تکثر و تعهد علایق و سلایق انسان ها... در پرتو این گونه گونی است که یکسانی و یکنواختی ، کسل کننده و اندوه بار مدرن کنار زده می شود و فضای رنگارنگ زندگی «حقیقت انسان ها» را به تصویر می کشد. براساس همین فلسفه ی پست مدرن است که فضای عمومی  «شهری» معنا می یابد. در حقیقت اگر فضای عمومی را متعلق به همگان بدانیم مدرنیسم از ایجاد چنین فضایی عاجز است، همان طوری که سنت نیز آمیزه ای یکنواخت و محدود از حیات انسان ها بود و تقدیات دست و پا گیرش شهری تنیده و تو در تو و بریده از محیط اطرافش را به ارمغان آورده بود.

پست مدرن گلچین سنت و مدرنیسم و چیزی فراتر از آن است، در پست مدرن، سنت مدرنیسم در کنار هم زندگی می کنند و حتی ایده های غیر مدرن و غیر سنتی نیز در عرصه ی حیات ظاهر می شود. شهرپست مدرن شهری است که کالبد آن مطابق نیاز شهروندان شکل می گیرد و نه براساس خواسته های بر گرفته از عقلانیت تک گفتار مدرنیستی که جنبه ی آمرانه و تحکمی دارد در چنین شهری کالبد شهر بر روح و روان ساکنانش سنگینی می کند.

 پست مدرنیسم

در تفکر پست مدرن تأکید بر وجه محلی یا بومی در مقابل قطب بندی جهانی و فردی ، عینی و ذهنی پیشی می گیرد و بر اساس همین دیدگاه است که بر بازی زبانی نامتجانس و ناهمگن ، امور نامتوافق ، بی ثباتی ها و ناپایداری ها ، گسست ها وتضادها تاکید دارد . تفکر پست مدرن هر گفتگو را به جای آنکه مکالمه یا دیالوگی بین دو شریک بداند ، آنرا نوعی بازی و رویارویی بین دو رقیب می داند . در این تفکر اجتماع همگانی و جهانی به هیچ وجه یک آرمان با ایده آل محسوب نمی شود . تلاش مداوم این است که " بس کنید دیگر ، بگذارید همینطور بماند ." یا  دست از معنی سازی بردارید. در تفکر پست مدرن هنر صرفا یک تجربه زیبا شناختی نیست، بلکه روش شناخت جهان است. ویژگی شاخص هنر پست مدرن تاکید بر کلیشه ، تقلید هزل آمیز ازسبک های مختلف و اختلاط و امتزاج رنگ های مختلف ( کولاژ   (collageاست . هنر دردنیای پست مدرن نه تعلق به چارچوب ارجاعی و معیار داوری خاصی است و نه به پروژه یا اتوپیای خاصی تعلق دارد .

 

معماری و شهر پست مدرن

 « به اعتقاد مارشال برمن، پست مدرنیسم پیکره پیچیده و در هم تنیده متنوعی از اندیشه ها؛ آراء و نظریاتی است که در اواخر دهه 1960 سر برآورد و هنوز در واپسین سال های دهه 1990 همچنان فعال و در حال پویایی و گسترش است. واژه پست مدرن گفتمان های فراوان و متعددی را در پی داشته است. روندی که همچنان ادامه دارد. غالبا درنگاهی ساده به آن به مثابه محملی برای صحبت کردن درباره « روح عصر» نگریسته می شود. عمده ترین کارها، آثار و فعالیت هایی که تحت عنوان پست مدرن صورت گرفت، اساسا در عرصه معماری و عمدتا در ابالات متحده آمریکا بود. و در عرصه علوم اجتماعی یا اندیشه اجتماعی نیز بدوا در فرانسه بود. طراحان و معماران پست مدرن و مبلغین آنها مدعی کشف مجدد اشکال و سبک های تاریخی هستند. طراحان و معماران پست مدرن قادر به چرخش هستند و به راحتی می توانند تاریخ را دور بزنند و تاریخ معماری را به شیوه هایی اصیل، تازه و بدیع مجددا به هم پیوند بزنند، چیزی که پیش از آن که مدرنیسم به پاکسازی الواح و تخته سنگ ها بپردازد حتی تصورش هم نمی رفت. حساسیت آنها نسبت به اشکال و صورت های گذشته، آنها را قادر می سازد تا ساختمان و محیط هایی را طراحی کنند که بسیار پیچیده، استعاری، رمز گونه، متناقض و چند وجهی هستند. لوئیز کاهن، رابرت ونتوری، مایکل گریوز، آلدو روسی، فرانک گریو، چارلز مور، جیمز استرینگ و ریکاردو بافیل از جمله سرشناس ترین چهره ها در میان طراحان و معماران پست مدرن به شمار می روند، گرچه همگی آنان از این برچسب راضی و خوشحال نیستند» (نوذری، علی،1379: 36).

 در شروع قرن ما نقشه کشی شهری به عنوان شاخه ای از معماری است که با مسائل طراحی شهری سروکار دارد. در اوایل این مدت طراحی نقش محوری در نقشه کشی  شهری داشت چنانکه در مدرنیست های منشور آتن Charter of Athens به بهترین شکل آشکار شد. به هر حال دردوره پست مدرن شهری تغییر ساختاری در اقتصاد، از تولید انبوه برای یک جامعه انبوه به تولید انعطاف پذیر برای یک جامعه گسسته علاقه جدیدی را در محیط ساختگی به همراه داشت. توجه جدید به کیفیت های محیط های ساختگی بعد از دهه 1980 در پاسخ به رقابت جهانی شهرها و بخش هایشان بوده است. این موضوع نقش طراحی شهری را در ایجاد محیط ساختگی با اهمیت تر کرده است. مکتب پست مدرن اندیشه طراحی شهری «برگشت به نیروی حیاتی» را در اواخر دهه 1960 تحت راهنمایی طراحان برجسته به عنوان مثال راپوپرت Rapoport ، آپلیارد Appleyard و آلتمن Altman ترویج دادند. آنها پیشنهاد کردند که نیروی حیاتی می تواند بوسیله اختصاص خلاقانه کاربری زمین تجدید شود. توسط ترویج کاربری زمین ادغام شده و ایجاد چنین کاربری هایی اصول طراحی شهری عابرگراتر به نظر می رسد. آنها قصد خلق یک محیط فیزیکی صمیمی که از هویت همگانی حمایت می کند، داشتند. به هرحال این واکنش احساسی علیه پروژه های مدرنیست به خاطر نادیده گرفتن عدالت اجتماعی و نیروهای اقتصادی متداول شکست خوردند. گروه دیگر معماران پست مدرن و طراحان شهری (نئوکلاسیک ها) برگشت به نیروی زیستی و زیبایی اشکال ماقبل صنعتی را حمایت کردند. اینگرسل(Ingersol) این نوع تاریخ گرایی را انتقاد می کند: اشکال ماقبل صنعتی و فضاها لزوما برای روش های زندگی بعد صنعتی مناسب نیستند. طراحی شهری در شهرگرایی پست مدرن، طیف گسترده ای از رویکردهای طراحی، متن ها و کاربردها را منعکس می کند. اما مشکلات رایج در طراحی به ویژه به پروژه های تجدید حیات در مرکز شهر، حفظ تاریخی و پروژه های تزاید فضای عمومی اشاره می کند( به عنوان مثال طراحی خیابان، کم کردن ترافیک و...)(Velibeyoglu: 1999).

 معماری پست مدرن بیانگر معضلات مفهومی و انسانی متعددی است. روش آن در ترکیب و به هم آمیختن گذشته و حال در واقع همان ایده محوری مدرنیسم در عرصه ادبیات و هنر است، یعنی اصول مونتاژ. بدین ترتیب این شیوه سرهم بندی، ادغام و ترکیب در پست مدرن را نمی توان ابتکار یا ابداعی انقلابی و رادیکال دانست بلکه در واقع همان چیزی است که هارولد روزنبرگ آن را « سنت مربوط به جدید» (the tradition of the new) خواند.