نوار موبيوس
این سطح تنها یک رو دارد بدین معنی که به عنوان مثال یک صفحة کاغذی را میتوان با دو رنگ گوناگون در دو طرف آن، رنگ کرد اما نوار موبیوس را با این روش، نمیتوان با دو رنگ مختلف رنگ کرد. در صورت اقدام به چنین کاری، به همان جایی که رنگ کردن را در ابتدا آغاز کرده بودیم میرسیم، در حالی که در طرف دیگر نوار هستیم. پس نوار موبیوس، سطحی است که یک رو دارد و حرکت ما روی آن تا بینهاِت بار تکرار می شود.
تعریف خاص ریاضی :دلیل «یک رویه بودن» این نوار، به شرح زیر است که : در هر نقطة a از نوار موبیوس، میتوان دو بردار با جهت های مختلف رسم کرد که بر نوار موبیوس در این نقطه عمود باشد.
خاصیت موبیوسی: خاصیتی است که رابطه بین «درون» و «بیرون» را وارونه میکند. یعنی هر نقطه از یک سطح موبیوسی در عین حال که درون است، بیرون نیز میباشد، بنابراین در یک تغییر پیوسته نوعی دگرگونی در ماهیت یک فضا صورت میگیرد.در واقع در این حالت، فضا خاصیت دوگانه اما پیوسته پیدا میکند.
"خاصیت موبیوس، که گذر از درون به برون و از برون به درون را ممکن میکند، کمابیش توانسته است بر فراز شکاف حاصل از ثنویت پلی بزند. "(شایگان، 1380)
بنابراین،فضای ِمیان "برون و درون"، " پیوستگی" و " تکرار" با یک تعریف ریاضی به یک سطح هندسی تبدیل میشود. سطحی که بر آن در هر لحظة هم داخل و هم خارج فضا هستیم.

این ویژگی در طراحی معماری مورد توجه قرار گرفته است.
فرشید موسوی در پروژهای به نام خانة مجازی (Virtual House) از خاصیت نوار موبیوس برای طراحی استفاده میکند.او با این ساختار، سطح توپولوژیکی به وجود میآورد که در آن هر اتاق با اتاق دیگر ترکیب میشود تا نواری دو طرفه و دو منظوره را درست کند. (تصویر5و 6)
در

مقاله از خانم آزاده شاهچراغي آن تضاد بین داخل/خارج، جلو/عقب، پائین/بالا و دیگر مفاهیم در یک سکونت گاه، مورد سؤال قرار میگیرد وارتباطی خاص میان این مفاهیم به وجود میآید.
ساختار هندسی نوار موبیوس، "درون و بیرون" با "داخل و خارج" را تلفیق میکند و فضای سومی با کیفیتی جدید به وجود میآورد.این فضایِ سوم،فضایی است که "همزمانی"، "تبدیل"، " تکرار" ...در میان پدیده ها در آن رخ میدهد.
اما بحث اصلی که این نوشتار کوتاه تلاش داشت به آ ن اشاره کند، نحوه بروز مفاهیم در قالب فرم های ِ متنوع است.به این معنی که چگونه یک "مفهوم"، یک "ویژگی" و یا یک " کیفیت" میتواند با فرم های ِ گوناگون ظاهر شود. در قالب یک "نمایش"، به صورت فرمول "ِریاضی"، در شکل ِ یک ترسیم "هندسی" و یا در فرم یک "اثر معماری".
بی شک ارتباط میان این فرم ها، در عین تنوع آن ها، اهمیت ِ مطالعه و تأمل بر حرکت جریان های ِ هنری – به موازات هم _ را بیش از پیش آشکار میسازد.



در حالیکه روزنامه جمهوری اسلامی در خبر اخیر خود با عنوان
اما این ظاهرا آغاز ماجرا است؛ رضا دانشمیر که ظاهرا طرف قرارداد جدید شرکت توسعه فضا های فرهنگی برای طراحی جدید مسجدجامع وليعصر(عج)است در مصاحبه اخیر خود با روزنامه شرق با عنوان "ریسک می کنم و البته تاوان می دهم" با اشاره به این طرح می گوید: "پروژه ی دیگری - که مربوط به همین اواخر هم هست - مسجد ولی عصر است. پروژه ی مهمی ست. قصه ی مفصلی دارد؛ پایین تاتر شهر یک قطعه زمینی بوده که قرار بوده آن جا مسجدی ساخته شود - ظاهرا از قبل از انقلاب هم برنامه اش این طور بوده است. مدت ها متروک بوده و به عنوان پارکینک استفاده می شده تا بعدها که باز مقرر شده این جا مسجدی ساخته بشود. مشاوری آمده بود و مسجد خیلی بزرگ و کلاسیکی را آن جا پیش بینی کرده بود که با خود ساختمان تاتر شهر تناسب نداشت. ارتفاعش به اندازه ی گنبد سلطانیه بود؛ 52 متر (تاتر شهر حدودا 20 متر است) بنابراین، هنرمندان اعتراض کرده بودند که این ساختمان بزرگ است و تعادل ندارد و باید این طرح عوض شود. پروژه یک مدتی متوقف شده بود. کارفرمای پروژه - همان کسی ست که ما سینما ملت را برایش طراحی کردیم - زمانی که پروژه ی سینما در حال اتمام بود، آمد و از من خواست که کمک کنم تا این پروژه از این حالت بی تکلیفی، دربیاید....". دانشمیر با اشاره به طرح مصوب قبلی مسجد و نحوه تصویب طرح خود اضافه می کند: "اول خواستیم ایده را از وضع موجود برداشت کنیم که دیدیم وضع موجود غلط است. بنابراین وضع موجود را کات کردم... بعد از آن رفتیم با سازمان های امور مساجد و آدم های مختلفی که می بایست تصمیم گیری می کردند، مواجه شدیم. آن ها خوب، اولش موافق نبودند. یعنی هضمش براشان سخت بود و مرتب می گفتند این چیست؟ و مخالفت می کردند. البته خوب، من هم مقاومت می کردم. خوشبختانه بعد، قبول شد و کارمان ادامه پیدا کرد...".